حزب مردم بلوچستان

Bppnews

خبرها و نظرها

ژنرالهای عصبی!

افغانستان اول ماه مارس سال جاری، مصادف بود با بازید جرج بوش رئیس جمهور آمریکا ا ز سه کشور، هند و پاکستان. هدف عمده جرج بوش از این سفر، تقویت مبارزه بر علیه تروریزم و انزوای بیشتر ایران در رابطه با فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی ایران خلاصه میشد.

ژنرالهای عصبی!

افغانستان اول ماه مارس سال جاری، مصادف بود با بازید جرج بوش رئیس جمهور آمریکا ا ز سه کشور، هند و پاکستان. هدف عمده جرج بوش از این سفر، تقویت مبارزه بر علیه تروریزم و انزوای بیشتر ایران در رابطه با فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی ایران خلاصه میشد.

رئیس جمهور آمریکا در این سفر خود موفق شد تا قراردادهای اقتصادی فراوانی با مقامات هندی به امضاء برساند.
مهمترین توافقات حاصله، دستیابی هند به فناوری هسته ای غیر نظامی ساخت آمریکا بود که از این طریق خواهد توانست نیازانرژی خویش را بر طرف سازد. نزدیکی هند به آمریکا از دو زاویه حائز اهمیت میباشد. ابتدا اینکه قرارداد انتقال گاز ایران به هند از طریق پاکستان، که بین سه کشور مذکور به امضاء رسیده بود، منتفی میشود. و از سوئی دیگر درهای اقتصادی کشوری بزرگ با جمعیتی نزدیک به یک میلیارد نفر به روی سرمایه داران آمریکائی گشوده خواهند شد.

ژنرالهای پاکستانی و در رأسشان پرویز مشرف، درحین آمدن جرج بوش در پوست خود نمی گنجیدند و حسابهای زیادی برای خویش باز کرده بودند. نقشه جدیدی برای پاکستان کشیده بودند که تمامی کشمیر را در بر میگرفت و انتظار داشتند تا باز هم آمریکا سر کیسه را شل کرده و کاسه گدائیشان را پر از دلار کند. ژنرال مشرف از بازدید ناگهانی رئیس جمهور آمریکا از افغانستان، د ستپاچه شد و بلا فاصله به ارتش مزدورش امر کرد تا از زمین و هوا به قبائل ساکن وزیرستان در ایالت سرحد که همجوار با افغانستان است، حمله ور شوند و به کشتار مردم آن سامان بپردازند، تا بدینوسیله آمریکائیان را باز هم بفریبد و خود را همسنگر آنان در مبارزه با القاعده و طالبان جا بزند و با تکیه بر حمایت آمریکا و غرب، چند صباحی دیگر بر اریکه قدرت باقی بماند.

اما جرج بوش با دست خالی به پاکستان رفت و تمامی آرزوهای این مزد ور حیله گر را نقش بر آب ساخت. نه از کشمیر بحثی بعمل آمد، نه از کیسه های دلار خبری بود، نه قرارداد اقتصادی به امضاء رسید و نه نیروگاههای هسته ای اش به رسمیت شناخته شد ند. آمریکائیان به پوشالی بودن ژنرال مشرف پی برده و میدانند که فاقد پایگاه مرد میست و فقط به نیروهای سرکوبگروابسته است و بس. آمریکائی که هم اینک خود را چه به درست و چه به غلط، پرچمدار آزادی و دمکراسی در جهان میداند، نمیتواند چشمان خویش را بر واقعیتهای انکار ناپذیر در منطقه ببند د و همانند دوران جنگ سرد، از هر د یکتاتوری و به هر قیمتی حمایت کند.

حکومت آمریکا بدرستی میداند که مبارزه ای که هم اکنون در بلوچستان جریان دارد، هیچ ربطی به القائده و تروریزم و... ندارد. چیزی که در ابتدا دشمنان ملت بلوچ کوشید ند تا آنرا به گونه ای لکه دار کنند. مرد م بلوچ بخاطر احقاق حقوق ملیشان بپاخاسته و مبارزه میکنند و توسط ارتش ضد مردمی پاکستان بمباران و کشتار میشوند. آنها دریافته اند که کمکهای مالی و تسلیحاتی آمریکا نه در جنگ بر علیه تروریستها، بلکه برای ایجاد پایگاههای نظامی بیشتر دربلوچستان مصرف میشوند. بر واشنگتن پوشیده نیست که دستگاههای امنیتی پاکستان هرگز ا فغانستانی آزاد و مستقل را تحمل نمیکنند و به طرق مختلف میکوشند تاآنجا را بی ثبات سازند و....

آنگاهکه ژنرالهای پاکستانی به رابطه سرد رئیس جمهورآمریکا با خود پی بردند، بخصوص زمانیکه موضوع برگزاری انتخابات آزاد و احترام به موازین حقوق بشر را به آنان گوشزد کرد، برنگرانیشان افزوده شد و بخوبی دریافتند که زمانه دیگر به کامشان پیش نمیرود و باید تاکتیکهای دیگری در پیش گیرند. بلافاصله پس از آنکه جرج بوش پاکستان را ترک کرد، رئیس جمهور و سایر مقامات ریز و درشت پاکستان، نارضایتی خویش از آمریکا را بطور غیرمستقیم ابراز داشتند. ژاندارمهای پاکستانی متوجه شدند که مسئله ا فغانستان در بی اعتبارکردنشان نقش مهمی داشته است و چون جرات بر خورد مستقیم با آمریکا را ندارند، حملات خویش را متوجه دولت افغانستان کردند تا بدننترتیب با زبان بی زبانی به آمریکائیان بگویند که ما از دستتان عصبانی هستیم و در صورتیکه جیبهایمان را پرنکنید، داد وفریاد راه می اندازیم و....

هر چند روابط آمریکا و پاکستان طی روزهای اخیر به تیرگی گرائیده است، اما با توجه به اوضاع نا بسامان افغانستان و عراق و بحران ناشی از فعالیتهای هسته ای ایران، آمریکا هم به ژنرال پرویز مشرف و هم به پاکستان نیاز دارد. با درک این حقیقت که ژنرالهای پاکستانی درمبارزه با القائده و طالبان جدی نیستند، اما مرز مشترک طولا نی داشتن با افغانستان و ایران، بر اهمیت پاکستان افزوده است. در صورتیکه برای بحران هسته ای ایران راه حلی مسالمت آمیز یافت نشود و آمریکا و متحدانش بخواهند به زور متوسل شوند و مراکز هسته ای ایران را بمباران کنند، پاکستان میتواند نقش ویژه ای داشته باشد. واضح است که ارتش پاکستان به شد ت از ایران میترسد و ممکن است به ساد گی اجازه ندهد تا نیروی هوائی آمریکا مستقیما از خاک آن کشور بر علیه ایران استفاده کند. اما نباید از یاد برد که ژنرالهای پاکستانی در سرکوب و کشتار مرد م بید فاع بلوچ توانمندند و آنگاه که بحث ارتش آمریکا مطرح شود و تئوری" هر که با ما نیست، دشمن ماست" به پیش آید، مخالفتی آنچنانی در کار نخواهد بود. هم اکنون آمریکا دا رای 2 پایگاه نظامی در بلوچستان میباشد و د ر صورت نیاز میتوانند گسترش یابند.

کود تائی که ژنرال مشرف را به قدرت رسانید، پدیده ای اتفاقی و خود جوش نبود بلکه با وقایعی که بعدا در منطقه اتفاق افتاد ند، کاملا مرتبط بود. وی که پس از مد تی خود را رئیس جمهور پاکستان اعلام داشت، بر مسند قدرت نشانده شد تا بیاری آمریکا بشتابد ود ر سرکوب و از بین بردن طالبان و نیروهای وابسته به القائده فعالا نه شرکت کند. اما تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که پاکستانیها بیشتر به فکر منافع خویش بوده اند تا اینکه مخلصانه به وعده های خود عمل کنند. در صورتیکه این وضعیت بر همین منوال ادامه یابد، آمریکا چاره دیگری بجز قربانی کردن ژنرال مشرف نخواهد داشت.

اگر آمریکا واقعا میخواهد در افغانستان و منطقه صلح پایدار حاکم شود، باید قاطعانه و بد ون ریا از جنبشهای ملی بلوچستان و.... حمایت بعمل آورد و اجازه ندهد تا ارتش سرکوبگر پاکستان مبارزات حق طلبانه و آزاد یخواهانه آنان را به خاک و خون بکشد. برکسی پوشیده نیست که فقط در طول 3 ماه گذشته نزدیک به 6000 تن از بهترین فعالا ن سیاسی بلوچ، توسط ماموران امنیتی پاکستان دستگیرو به زندان افتاده اند. نیروهای بالقوه ای که همواره در صف مقد م مبارزه بر علیه واپسگرائی و تروریزم قرار داشته اند. دولت آمریکا میتواند از امکانات خویش جهت وارد آوردن فشار بر ژنرالهای پاکستانی به منظور آزادی زندانیان سیاسی بلوچ و خروج نیروهای سرکوبگرش از مناطق حساس بلوچستان، بخصوص "کوهلو" و" دیره بگتی" استفاده کند. موردی که مستقیما به صلح و دمکراسی کمک خواهد کرد.

جنبش ملی بلوچستان، تشابهات فراوانی با جنبش ملی کردستان عراق دارد. با این تفاوت آشکار که از موقعیت سوق الجیشی به مراتب بهتری از کردستان برخوردار میباشد ومالامال از منابع زیرزمینی از جمله نفت، گاز و... است. تضعیف نیروهای ملی و مترقی در بلوچستان، ضربه مهلکیست به روند د مکرا سی در منطقه و به خودی خود سبب تقویت نیروهای واپسگرا و تروریست خواهد شد. چنانچه آمریکائیها این امر مهم را ناد یده بگیرند و یا د یر به آن توجه کنند، فاجعه ها تکرار خواهند شد و صلح و آرامش میتواند برای همیشه از منطقه و جهان رخت بر بند د.

امیر بلوچ
15 مارچ 2006